تبليغاتX
مارال - نگاهی به شعرهای" لیلا حکمت نیا"/یادداشتی از علیرضا ذیحق

مارال

ماهنامه ي اينترنتي فرهنگ و ادب ------- به زبان هاي فارسی و ترکی آذري

نگاهی به شعرهای" لیلا حکمت نیا"/یادداشتی از علیرضا ذیحق

  علیرضا ذیحق

 

 

 

                                     صدایی اکو شده در شعر جوان

 

 

 

نگاهی به شعرهای" لیلا حکمت نیا"

 

 

حس و فکر جوانی ،به جوانی نیست.می شود جوان بود و جوان نبود.اما "لیلا" ی شعر ما که فروغی سیمین دارد و روشنی از پروین می گیرد وجوانه های اندیشه راباخوشه های عاطفه گره می زند،واقعا برناست.نسیم شعرش غوغاست وعطری که خیال اش دارد،ازکوچه های امروز می خیزد.تبلوری از روح عصر خود و نسلی که بی پروا فریاد می زند و رو به فردا ها دارد.با اشکها ولبخند ها. سخن از "لیلا"ست. "لیلا" ی شاعر که پیش از این به اسم" سورنا" می شناختیم وحالا درکسوتی نو از محاق درآمده وبا نام "لیلا حکمت نیا" پرتوی پر جلا دارد. تصاویر شعرش بدیع است وپیوندش بازمانه استوار. در رکود شعر جوان ،رکوردی زده به دور از تقلید های مرسوم ورو دستی که دست خیلی ها را روکرده.یعنی که می شود خود بود و ولی از پیشکسوت ها نیز دور نبود.مضامین شعر اوسخت نا یابند وخاص او وخلاقیت اش.

 

پویا وجسور است و از پشت افرا های بلندحصا رها ودیوار ها هوایی تازه می جوید. این روزها دارم رو برگردان ترکی پاره ای از اشعار اوکار می کنم و اگر راهی به جایی برد کم کمک آفتابی می کنم. یکی از اشعار او را با هم می خوانیم:

 

 

   منی که...

 

تو سرباز

من سر بار

نسبت من وتو به بلانسبت برمی گردد

این حرف ها تفی است سربالا

تحفه ی درویش !

روی پای خودم می ایستم ....پای تو می ایستم !

بگذار

با این رکود عشق رکورد بزنند

با قرار و مدارهایی که گذاشته شد

مدارا کن !

زندگی ات را بست بنشین

تا نزنند

(رو دست نزنند

دست رد نزنند )

این قائله کی ختم به خیر می شود؟

من از قافله عقب افتاده ام ....

و جوابهای دندان شکن

کمرم را می شکنند

دیگر با روزی کردن روز/ نامه هایت ...

 رسانه

به فریادم برس

من هنوز نارسم

و چشم سبزتر از همیشه

پیراهن های پاره شده ام را

تقدیم عصا سفیدها می کنم !

یکی صدای مرا اکو کند

در قانونی که من  تو را باختم

فشنگ می بردت!!!

http://soorenaa.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  86/08/20ساعت 18:19  توسط ماهنامه مارال  |