تبليغاتX
مارال

مارال

ماهنامه ي اينترنتي فرهنگ و ادب ------- به زبان هاي فارسی و ترکی آذري

فولكلور / نوروز و قنداب / داستان عاميانه ي آذربايجان / عليرضا ذيحق

+ نوشته شده در  88/06/01ساعت 20:25  توسط ماهنامه مارال  | 

فولكلور / نگار و عاشقْ اصلان / داستان عاميانه آذربايجان

+ نوشته شده در  88/05/01ساعت 4:56  توسط ماهنامه مارال  | 

بهرام و گل خندان / داستان عاميانه آذربايجان / عليرضا ذيحق / به همراه دانلود متن pdf

+ نوشته شده در  88/04/03ساعت 17:44  توسط ماهنامه مارال  | 

واله و زرنگار / داستان عاميانه ي آذربايجان / عليرضا ذيحق

+ نوشته شده در  88/03/08ساعت 18:41  توسط ماهنامه مارال 

شيرين و بيرچك / داستان عاميانه ي آذربايجان / عليرضا ذيحق

+ نوشته شده در  88/02/16ساعت 20:43  توسط ماهنامه مارال 

شاعرْ جمعه و اسمْ پنهان /داستان عامیانه ی آذربایجان / عليرضا ذيحق / دانلود pdf

شاعر جمعه و اسم پنهان 


download pdf



عليرضا ذيحق


شاعرْ جمعه و اسمْ پنهان


داستان عامیانه ی آذربایجان


حالا به شما خبر بدهم از کجا، از دهکده ای در خراسان و مردی به نام صالح که پسری دارد به نام حسن و با مرضیه ، دختر میرزا همکلاس است . آنها بخواهی نخواهی همدیگر را دوست دارند و این عشق را تودل ِ خود کتمان کرده اند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/12/11ساعت 1:2  توسط ماهنامه مارال  | 

آرزی و قمبر/ داستان عامیانه ی آذربایجان / علیرضا ذیحق / دانلود pdf

آرزی و قمبر    download       pdf 
 
 
 
علیرضا ذیحق
 
 

آرزي و قَمبَر

 

 داستان عاميانه ي آذربايجان

 

در روزگاري كه يكي بود و يكي نبود دوبرادر بودند كه باجناقِ هم  نيز بودند . روزي عهد و پيماني بستند و گفتند :"اگر يكي مان صاحب دختري شديم و ديگري صاحبِ پسري ، بچه هامان بايد باهم ازدواج كنند ." ماهي وروزي رسيد كه يكي صاحب دختري شد به نام آرزي و ديگري صاحب پسري به نام قَمبَر. آرزي و قمبر باهم بزرگ شده و رفتند به مكتب خانه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/12/06ساعت 17:46  توسط ماهنامه مارال  | 

شاهی خانم / داستان عامیانه ی آذربایجان / علیرضا ذیحق / دانلود : pdf

  pdf )       download ) 

 

كتاب   علیرضا ذیحق

 

 

شاهی خانم

 

داستان عامیانه ی آذربایجان

 

روزی روزگاری در شهر " وان "، بازرگانی بود بانام سلیمان که حشمت و جاهی فراوان داشت و اما روزگار با او نساخته و هنوز پیر نشده ، مرضی از دامن اش آویخته و رنجورش کرده بود . روزی در حال مرگ تنها پسرش " گوی چَک " را پیش  خودخوانده وسپرد که از


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/11/21ساعت 9:9  توسط ماهنامه مارال 

فَغفور شاه و پری / داستان عامیانه ی آذربایجان / علیرضا ذیحق / دانلود pdf

Download   دانلود pdf  

 

كتاب      علیرضا ذیحق

 

 

فغفور شاه  و پری

 

 داستان عامیانه ی آذربایجان

 

چشم و گوش شاه عباس در داغستان ،  قاصدی تیز رو به نام " قول زیرک " بود که هر چه آنجا می گذشت را به شاه عباس خبر می داد . روزی پیام آورد که حاکم داغستان " حسین شاه " مُرده و پسرش " فغفور" ، چهارده ساله جوانی است شایسته و دلاور.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/11/10ساعت 17:53  توسط ماهنامه مارال  | 

نجف و پریزاد / داستان عامیانه ی آذربایجان /علیرضا ذیحق ( دانلود pdf )

  دانلود pdf download

 نجف و پريزاد.jpg

 

عليرضا ذيحق

 

نجف و پريزاد

 

داستان عاميانه ي آذربايجان

 

حكايت از رفاقت دو مرد است ، با راز و دردي يگانه كه دل در مهر هم مي بندند و قولي كه بايد سالياني بعد عملي گردد . دوبازرگاني كه هر كدام از دياري ديگرند و عمري بگذشته و از دنيا فقط يك چيز كم دارند ، آن هم وجود فرزندي كه ندارند. مرداني باخدا و دلهايي صاف كه اميرمؤمنان با اذن پروردگار ،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/11/06ساعت 0:8  توسط ماهنامه مارال 

مطالب قدیمی‌تر