مارال

وبلاگِ ويژه ي فرهنگ و ادب، بكوشش: عليرضا ذيحق---------- ثبت شده در سامانه وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي

مقاله اي به زبان تركي /چاغداش آذربايجان يازاري : حسين پناهخواهي

http://s4.picofile.com/file/8184967592/%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C.jpgعليرضا ذيحق

 

چاغداش آذربايجان يازاري :

حسين پناهخواهي

حسين پناهخواهي بير حئكايه يازاري اولاراق  گونش ايلي 1347 ده خوي دا آنادان اولوب دور و طب فاكولته سي ني بيتيره رك بير حكيم دير. اوچوخلو باشقا آذربايجان يازار لاري كيمي ياراديجيسيني فارس ديلينده  دوام ائتديره رك  1394- نجو ايل " ماهيگير / باليقچي " كيتابي ايله  پارلادي . بو كيتاب دا 32 قيسا حئكايه  گله رك ، اونون گوجلو بير يازيچي اولدوغو گؤز اؤنونه سريلير.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۴/۰۲/۰۶ساعت 17:6  توسط عليرضا ذيحق  | 

رعنا / داستان كوتاه / عليرضا ذيحق / ترجمه از تركي آذري : حيدر طاهري

http://s5.picofile.com/file/8111321734/483349_325576594198809_1370384065_n.jpg عليرضا ذيحق / ترجمه : حيدر طاهري

رعنا

داستان كوتاه

چهره ی زشت فقر را از کودکی می شناختم  . گرسنگی و نداری را  می فهميدم و هر چه بزرگتر می شدم به فاصله ی مهيبی می انديشيدم که بين من و ديگران سايه انداخته بود . زمانی هم که به مدرسه می رفتم نام من هميشه در ليستی بود که بايد کفش ولباس رايگان می گرفتم .  پدرم کارگر روز مزدی بود که بيشتر روزهای سال بيکار بود . مادرم نيز با هفت سر عائله به قدری سرگرم بود که به سختی ريخت و پاش های بچه ها را جمع و جور می کرد و اصلا يادش می رفت که دختری به نام "  رعنا  " نيز دارد  .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۳۰ساعت 0:16  توسط عليرضا ذيحق  | 

دانلود کتاب ترکی " غلام ِ کمتر داستانی " / علیرضا ذیحق

+ نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۲۹ساعت 10:55  توسط عليرضا ذيحق  | 

بيراهه / شعري از عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

بيراهه

تو از سالهاي دور مي آيي

از جواني ام

با نغمه و شور

وزيبايي ات كه هنوز تُرد است .

در نبض بلوغ ات مي تپي 

وبوسه هايت را

كه فضيلت عشق دارند

خوشه – خوشه بغل مي كنم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۲۶ساعت 20:41  توسط عليرضا ذيحق  | 

قصه هاي قرآن به زبان تركي / حضرت موسي نين داستاني / عليرضا ذيحق

http://s2.picofile.com/file/7171928274/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%86%D8%A7%D8%BA%DB%8C%D9%84_%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B0%DB%8C%D8%AD%D9%82.jpg عليرضا ذيحق

حضرت موسي نين داستاني

حضرت ابراهيم دن 500 ايل سونرا موسي آنادان اولان زمان،بني اسرائيل ائلين دن هر بير اوغلان اوشاقي دوغولاركن فرعونون امري نن اؤلدورولوردو. نييه كي بني اسرائيل آراسيندا بئله بير اينام وارايدي كي او تاريخ ده بير اينسان دونيايا گله جك كي فرعونون تاج تختيني داغيداراق اونون احتيشام لي قصرلرين دن هئچ اثر قالماياجاق .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۲۳ساعت 9:58  توسط عليرضا ذيحق  | 

اسماعيل فصيح ، نويسنده اي تنيده در عشق، انتظار و مرگ /با نگاهي به رمان " اسير زمان "/ عليرضا ذيحق

اسماعيل فصيح ، نويسنده اي تنيده در عشق، انتظار و مرگ

با نگاهي به رمان " اسير زمان " / عليرضا ذيحق

 

 

 

اسير زمان

اسماعيل فصيح ( 1313ه.ش - 1386ه.ش )

چاپ اول: 1373

چاپ هفتم ، نشر آسيم ، تهران 1386

اسماعيل فصيح كه آدمي را " اسير زمان " و به عبارتي موجودي در چنگ طاعون زمان مي دانست ، هرگز متعلق به خاكستانهاي عتيق نبود و روحي بلند و آزاده داشت.او مبتلا به نوشتن بود و ابتذال و ساده پسندي ،در زندگي و آثار خلّاقه ي او هرگز جايي نداشت . منزوي بود و معترض و دلخون ا زاينكه آثارش در محاق مميزي ، دچار تنگي نفس بودند .آثار او در سه دهه ي آخر زندگي اش ، جزو پرفروش هاي ادبيات داستاني ايران بودند و محبوب همه ي نسل هايي كه عشق كتاب داستند . نويسنده اي پايه گذار كه شيوه ي خاص خود را داشت و قصه هايش با يك حضور ملموس خياباني، نبضي تپنده در بيان وقايع اجتماعي – سياسي  عصر داشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۱۸ساعت 13:49  توسط عليرضا ذيحق  | 

ترجمه داستان كوتاه " پريسا " از عليرضا عطاران به زبان تركي / عليرضا ذيحق

دعوت به ضیافت خوراک خرچنگ

 

عليرضا عطاران ( علي آرام )  ترجومه : عليرضا ذيحق

پريسا 

 حئكايه

" نه جور دئييم واللاه ، بئش گون دي ائوه گلمي ييب . بولموره م نئيني يه م .اوره ييم آز قالير آغزيما گله . نه يوخوم وار نه خوره ييم . ايشيم اولوب صوب دن آخشاما پئنجَره داليندا اوتوروب گؤزياشي اودماخ ."

"موفته يئره قوصصه لن مه . حتمن او سفركي كيمي گينه يولداشلاري نين يانندا دي. ياديندادي دا بير هفته يوخا چيخميشدي و سورا بولوندو كي دوسلارينان گئديب قوزه يه  !"

" بونه سؤز دي باجي ، ايلين بو واختيندا ، بوسويوخ دا دا بَيه موسافيرت اولار ."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۱۲ساعت 0:39  توسط عليرضا ذيحق  | 

- دلبستگی به ادبیات شفاهی آذربایجان در آثار علیرضا ذیحق / خبرگزاري كتاب ايران

در جلسه نقد و بررسی آثار این نویسنده عنوان شد

دلبستگی به ادبیات شفاهی آذربایجان در آثار علیرضا ذیحق

 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۳۷
 
ذیحق در نشست نقد و بررسی آثار خود گفت: از آنجا كه آفرينش‌هاي ادبي بر خلاف تحقيقات ادبي در لحظه متولد مي‌شوند، ترجيح مي‌دهم بعد از خلق يك اثر، ويراستاري چنداني در آن انجام ندهم تا كيفيت لحظه خلق اثر از بين نرود.
 دلبستگی به ادبیات شفاهی آذربایجان در آثار علیرضا ذیحق

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ جلسه نقد و بررسی آثار علیرضا ذیحق شاعر، نویسنده و پژوهشگر خویي، شنبه 23 اسفند، با حضور جمعي از استادان و فرهنگ‌دوستان در محل مجتمع امام خمینی این شهر برگزار شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۴ساعت 19:24  توسط عليرضا ذيحق  | 

اصلي و كرم / داستان عاميانه آذربايجان / عليرضا ذيحق


اصلي و كرم

داستان عاميانه‌ي آذربايجان

در شهر گنجه كه سبز و كهنسال بود اربابي عادل و باخدا به اسم" زياد خان" بود كه فرزندي نداشت. او بارعيت از هر كيش و مذهبي كه بودند مهربان بود و حتي خزانه‌داري داشت مسيحي به نام " قارا كشيش" كه چون دوچشم خويش از او مطمئن بود. ازبختِ بد ِروزگار او نيز فرزندي نداشت.

روزي دومرد سفره‌اي دل می‌گشايند و عهد می‌بندند كه اگر خدا آنان را به آرزوهاشان برساند و صاحب فرزندي شوند و يكي دختر باشد و ديگري پسر آنها را به عقد هم در آوَرَند. دعاهاشان مستجاب می‌گردد و بعد از نه ماه و نه روز هركدام صاحب فرزندي می‌شوند. زياد خان صاحب پسري به نام " محمود " می‌گردد و قارا كشيش صاحب دختري به اسم مريم.

آنان دور ازچشم هم بزرگ می‌شوند و محمود به مكتب می‌رود و مريم پيش پدرش به در س و مشق می‌پردازد. پانزده سالشان می‌شود و براي يكبار هم شده همديگر را نمی‌بينند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۱۱ساعت 9:46  توسط عليرضا ذيحق  | 

عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در " عطش "

 
عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در " عطش "
 

عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در

عليرضا ذيحق مجموعه شعر عطش را به چاپ سپرد . نشرشعر سپيد كه سروده هاي عليرضا ذيحق را به چاپ رسانده است پيش از اين داستان بلند " زني به نام آتش " و مجموعه داستانهاي فولكلوريك آذربايجان با نام " خوي ناغيل لاري " از عليرضا ذيحق را نيز منتشر كرده است . از مجموعه آثاروي كه مجوزچاپ گرفته ودر نوبت انتشار هستند مي توان به كتاب هاي " حماسه و محبت در ادبيات شفاهي آذربايجان " و رمان " شبهاي استانبول " اشاره كرد .

ذيحق داستان نويس و شاعر آذری زبان، سردبير وبلاگ و نشريه اینترنتی فرهنگ و ادب به زبان های فارسی و ترکی آذری به نام مارال است. وی اشعار، نقدو داستان‌های كوتاه خود را در كنار ديگر آثار هنری نويسندگان و شاعران در اين وبلاگ و نشريه به چاپ می رساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۹۳/۱۰/۳۰ساعت 23:38  توسط عليرضا ذيحق  | 

مطالب قدیمی‌تر