مارال

وبلاگِ ويژه ي فرهنگ و ادب، بكوشش: عليرضا ذيحق---------- ثبت شده در سامانه وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي

عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در " عطش "

 
عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در " عطش "
 

عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در

عليرضا ذيحق مجموعه شعر عطش را به چاپ سپرد . نشرشعر سپيد كه سروده هاي عليرضا ذيحق را به چاپ رسانده است پيش از اين داستان بلند " زني به نام آتش " و مجموعه داستانهاي فولكلوريك آذربايجان با نام " خوي ناغيل لاري " از عليرضا ذيحق را نيز منتشر كرده است . از مجموعه آثاروي كه مجوزچاپ گرفته ودر نوبت انتشار هستند مي توان به كتاب هاي " حماسه و محبت در ادبيات شفاهي آذربايجان " و رمان " شبهاي استانبول " اشاره كرد .

ذيحق داستان نويس و شاعر آذری زبان، سردبير وبلاگ و نشريه اینترنتی فرهنگ و ادب به زبان های فارسی و ترکی آذری به نام مارال است. وی اشعار، نقدو داستان‌های كوتاه خود را در كنار ديگر آثار هنری نويسندگان و شاعران در اين وبلاگ و نشريه به چاپ می رساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/30ساعت 23:38  توسط عليرضا ذيحق  | 

مراسم تپه ننه در روستاي پيركندي خوي / عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

 

مراسم تپه ننه در روستاي پيركندي خوي

" پيركندي " نام روستايي است در استان آذربايجان غربي كه در فاصله ي 30 كيلومتري شهرستان خوي ، با 1547 نفر جمعيت. مساحت كل اين روستا  را" 6268" هكتارزمين زراعي و مسكوني تشكيل مي دهد .

روستاي پيركندي آداب و رسوم خاصي دارد كه يكي از معروف ترين ِ اين مراسم ها ، برپايي مراسم " تپه ننه " است . طبق روايات شفاهي كه سينه به سينه رسيده ، نقل مي شود كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/22ساعت 23:51  توسط عليرضا ذيحق  | 

مكتوبات / نقد و بررسي/ از يادداشتهاي عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

نقد وبررسي

دوستي مي گفت وقتي فضاي نقد و بررسي وجود ندارد و پيشينه و هنر يك هنرمند يا تلاشهاي  يك فعال اجتماعي و سياسي مورد بحث و بررسي قرار نمي گيرد مي بيني كه بعضا خود ِ آن افراد  دست به كار مي شوند براي معرفي خود و كارهايي كه كرده اند و نتيجه هم به نظر خودستايي و مضحك جلوه مي كند . اما با همه ي اينها چاره اي نيست و نبايد بر آن افراد خرده گرفت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/13ساعت 11:29  توسط عليرضا ذيحق  | 

قصه هاي قرآن به زبان تركي / يوسف و زليخا نين داستاني / عليرضا ذيحق

http://s2.picofile.com/file/7171928274/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%86%D8%A7%D8%BA%DB%8C%D9%84_%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B0%DB%8C%D8%AD%D9%82.jpg عليرضا ذيحق

يوسف  و زليخانين داستاني

آللاهين اَن گؤزل ياراتديق لاريندان بيري " يوسف " ايدي كي دونيانين بوتون گؤيچك ليك لري بير طرفه اودا بير طرفه . يوسف ين جمالي آي اولدوز كيمي پارلاق و گونش تك ايشيقلي ايدي و اونو گؤرَن هر بير اينسان ، تانري نين گوجونه حئيران قالاراق مقدس و معنوي دويغولارا داليردي . بو اوزدن ده آتاسي حضرت يعقوب، يوسفي او قَدَر سئويردي كي باشقا ائولاد لاريندان تكجه " لاوي " ني چيخديق دان سونرا ، هاميسي اونون حسادتيندن آز قالا اؤلوردولر . " بنيامين " ده كي يوسف ين اؤز دوغما دولاما قارداشي ايدي و هر ايكسي نين ده آناسي " راحيل " ايدي او زامانلار هله ديل آچماميش بير اوشاق ايدي.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/09ساعت 19:47  توسط عليرضا ذيحق  | 

مكتوبات / منطق/ از يادداشتهاي عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

منطق

دوستي تعريف مي كرد كه يكي از ياران اش كه خردك ذوقي هم داشت بعضا در محافل دوستانه ، شعر مي خواند واما هرگز نمي گفت اين شعر از خودش است يا شاعري ديگر . در اين زمينه سكوت مطلقي داشت تا كه يك روز شعري خواند و از كساني كه دور بساط جمع بودند يك نفر به نام شاعر اين شعر اشاره كرد واما  رفيق ما چهره اش  تو هم شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/06/30ساعت 15:16  توسط عليرضا ذيحق  | 

خداحافظ شهر من / شعري از عليرضا ذيحق

http://s5.picofile.com/file/8125661934/ziheg.jpgعليرضا ذيحق

خداحافظ شهر من

بدرود شهر من

بدرود همشهريانم

كوه ها و رودها را وامي گذارم

راهها و كوچه ها را به شما مي بخشم

ميانبر مرگ مرا كافيست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/06/16ساعت 18:30  توسط عليرضا ذيحق  | 

- قصه اي به زبان تركي / قاچاق قيز / حئكايه /عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

 

قاچاق قيز

حئكايه

باهارين گونش لي بير ناهار چاغي سي ايدي . لاله پاركيندا اوتورموشدوم و گودوردوم كي بير ساعات كئچه و گئده م ايشيمين داليسيجا .يانيم دا بير قيز اوتورموشدوكي چوخ نيگران گؤرسه نيردي .اليم ده كي كيتابلاري ورق لي ييب باخسام دا فيكريم او قيزدايدي .بيرآن گؤردوم دوردي و گئتدي اوزاغا .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/06/10ساعت 22:59  توسط عليرضا ذيحق  | 

دانلود مجموعه داستان " یئر گؤی عشق " به زبان تركي / حکایه لر / علیرضا ذیحق

+ نوشته شده در  93/06/07ساعت 23:8  توسط عليرضا ذيحق  | 

مكتوبات / قصه / از يادداشتهاي عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

 

قصه

مردم قصه را همچنان دوست دارند . سن و سالي هم نمي شناسد . تنها چيزي كه فرق مي كند جابجا شدن قهرمان هاست . شخصيت هاي كارتوني جايشان را به سوپر استارها مي دهند و سوپر استارها هم جاي خود را به سياستمداران . مردمان پير و ميانسالي كه اين همه پي گير اخبارهستند نشانه اي از اين گرايش را دارند . تنها سبك و سياق داستان ها توفير مي يابد . زمانه و رويدادها يش مثل يك قصه كشش پيدا مي كند و ذهن ها درگير انتظار مي شود . اين كه امروز چه پيش آمده و فردا چه خواهد شد .

+ نوشته شده در  93/05/30ساعت 1:12  توسط عليرضا ذيحق  | 

بديع ملك / داستان عاميانه آذربايجان / عليرضا ذيحق

حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان ( جلد 3 )

بديع مَلِك

داستان عاميانه آذربايجان

جان و دل بديع ملك پادشاه مصر،هميشه غمگين بود و هرچند دهها پريزاده ي زيبا رو چون پروانه در طواف شمع وجودش سر از پا نمي شناختند اما دل او ، از عشق تهي بود و به جستجوي رنگين كمان عشق ، در پيچ و خم آسمانهاي پرستاره ي قلب اش ، تنها و محزون پرسه مي زد و اما تو ني ني چشمانِ هيچ نازنيني ،عطر و بوي همدلي را حس نمي كرد . روزي مادرش قلندري جست و گفت :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/05/14ساعت 1:19  توسط عليرضا ذيحق  | 

مطالب قدیمی‌تر