مارال

وبلاگِ ويژه ي فرهنگ و ادب، بكوشش: عليرضا ذيحق---------- ثبت شده در سامانه وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي

مكتوبات / تكرار در آثار يك هنرمند/ يادداشتي از عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

 

تكرار

 

رفته بودم سينما كه فيلم يكي از كارگردان هاي محبوب عمرم  را ببينم . شيفتگي و اشتياق ام به ديدن فيلم هاي اين استاد ، هميشه با من بود و هرچند اين اواخر فيلم هايش آن طعم ديروز را نداشت اما هميشه لحظه هايي را داشت كه آدم را مسرور مي كرد . سكانس هايي كه حس و حال اش در ياد مي ماند  و اگر قصه هم كم و كسري داشت زياد دلگير نمي شدي . اما اين فيلم آخري ، دل ام را زد . يكي دو لحظه ي قشنگ هم اگر بود ، در كليت فيلم گم مي شد . فيلمسازي كه يك روزهايي در نقب هايش به جامعه ، زيباترين سرودها را رديف مي كرد ، يك جورهايي تمام شده بود . آن انديشه ها و تصاوير كيميا نه كه يكهو بلكه كم كم  در كارهايش غيب شده بودند . اصرار به گفتن ازجواني نسلي كه  به اندازه ي سابق آنها را خوب نمي شناخت ، سايه اي تو كارش انداخته بود ودر هفتاد سالگي اش ، به تكرار خود مي پرداخت . اين را با دوستي در ميان گذاشتم و او هم كه به چنين نتيجه اي رسيده بود گفت : " در سينما ، هرچه هم هنرمند باشي بايد با گيشه گره بخوري و سرمايه برگردد. ازطرفي كارگرداني يك شغل هست . آب و ناني دارد و وسوسه ات مي كند كه شتابزده باشي و مدام كار كني . منتظر الهام نمي ماني و وقتي  هم هنر و انديشه  از اين وادي دور مي افتد ، مي شود يك كار توليدي .  در توليد هم اصل و بنجل قاطي اند . تكنيك ، حرف اول را مي زند و حس و انديشه در خفا مي ماند . استاد هم كارهايش از نظر تكنيكي حرف ندارد و اما آن حرف و قصه كه بايد بشنوي را ديگر باور نمي كني ." 

 

+ نوشته شده در  93/09/23ساعت 23:38  توسط عليرضا ذيحق  | 

دانلود كتاب تر كي " عاشيق غريب ايله شاه صنم " / عليرضا ذيحق

+ نوشته شده در  93/09/16ساعت 12:4  توسط عليرضا ذيحق  | 

رعنا / داستان كوتاه ( به زبان تركي ) / عليرضا ذيحق

http://s5.picofile.com/file/8125661934/ziheg.jpg عليرضا ذيحق

رعنا

 حيكايه

يوخسول لوغون چيركين سيماسيني اوشاقليق دان بري تاني ييرديم . آجليق وكاسيب ليغي قانيرديم و بؤيودوكجه ، او قورخونج فاصيله ني دوشونوردوم كي من ايله باشقالاري آراسينا كؤلگه سالميشدي .مدرسه يه ده كي گئديرديم هم مه شه آديم او ليست ده ايدي كي گرك موفته باشماق و پالتار آلارديم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/09/11ساعت 23:48  توسط عليرضا ذيحق  | 

قصه هاي قرآن به زبان تركي / حضرت " ايوب " ون داستاني / عليرضا ذيحق

http://s2.picofile.com/file/7171928274/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%86%D8%A7%D8%BA%DB%8C%D9%84_%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B0%DB%8C%D8%AD%D9%82.jpg عليرضا ذيحق

حضرت " ايوب " ون داستاني

" ايوب " ون بير جه آللاها اينامي او قَدَر گوجلو ايدي كي او زامانا جان كيمسه اونجا تانري يا شوكر ائتمه ميشدي . بو اوزدن ايسه بوتون ملك لر عرش دن اونا واله و مفتون حالدا باخاراق " ايوب " ون شاً ني وشوكتي گونو گون دن تانري حوضوروندا آرتيردي . بو ايش " ايبليس" ين جانيني سيخاراق پاخيل ليق و حَسَد دن آز قالا پاتليردي . ايبليس " ايوب " ون جلاليني سينديرماق ايسته ر كن اونو چئشيدلي  مصيبت لره و بلا لره دوچار ائتمك فيكرينه دوشدي و اؤز شيطاني دوشونجه لري له ايّوبا مسلّط اولماقا چاليشدي .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/09/04ساعت 18:32  توسط عليرضا ذيحق  | 

دانلود كتاب " شاهزاده بهرام " / داستان عاميانه آذربايجاني به زبان تركي / عليرضا ذيحق

 

 دانلود كتاب " شاهزاده بهرام " 

 داستان عاميانه آذربايجان به زبان تركي  

عليرضا ذيحق  

+ نوشته شده در  93/09/03ساعت 10:0  توسط عليرضا ذيحق  | 

شاه اسماعيل / داستان عاميانه آذربايجان / عليرضا ذيحق

+ نوشته شده در  93/08/21ساعت 23:19  توسط عليرضا ذيحق  | 

مكتوبات / معجزه ي خاك ( درباره ي " معجز شبستري" ) / از يادداشتهاي عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

معجزه ي خاك

" معجز " ، نام شاعري است از" شبستر" كه وقتي او در آنجا مي زيست قصبه اي كوچك و دور از راه هاي اصلي بوده است . او پنج سال پيش از شروع جنگ جهاني دوم دركما ل فقر ودر ميان نامهرباني هاي مردم ديارش در گذشته بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/08/14ساعت 14:5  توسط عليرضا ذيحق  | 

نوحه‌گري و حُزنِ درون در ايام محرم‌الحرام / عليرضا ذيحق

عليرضا ذيحق
 

نوحه‌گري و حُزنِ درون در ايام محرم‌الحرام

در خيالهاي كودكانه كه گم مي‌شوم و سينه زنان و زنجير زنان دل شيفته را به ياد مي‌آورم، حماسه‌اي در ذهنم جان مي‌گيرد كه روزگارانيست مرا از آن گريزي نيست. موج اشكان سرريزام را وقتي كه به واقعه‌ي كربلاي انديشم، دمي مجال ايستادن نمي‌بينم و با نيلي رخ اطفال مه‌وش آل‌ طاها هواي دلم را ابري مي‌يابم. نمي‌دانم چه رازيست كه در شام غريبان، خود را غريب مي‌يابم و دلم صد پاره مي‌گردد با ياد حسيني كه شهامت و  نجابت را با شهادت‌اش جاودانه مي‌سازد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/08/09ساعت 10:31  توسط عليرضا ذيحق  | 

عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در " عطش "

 
عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در " عطش "
 

عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در

عليرضا ذيحق مجموعه شعر عطش را به چاپ سپرد . نشرشعر سپيد كه سروده هاي عليرضا ذيحق را به چاپ رسانده است پيش از اين داستان بلند " زني به نام آتش " و مجموعه داستانهاي فولكلوريك آذربايجان با نام " خوي ناغيل لاري " از عليرضا ذيحق را نيز منتشر كرده است . از مجموعه آثاروي كه مجوزچاپ گرفته ودر نوبت انتشار هستند مي توان به كتاب هاي " حماسه و محبت در ادبيات شفاهي آذربايجان " و رمان " شبهاي استانبول " اشاره كرد .

ذيحق داستان نويس و شاعر آذری زبان، سردبير وبلاگ و نشريه اینترنتی فرهنگ و ادب به زبان های فارسی و ترکی آذری به نام مارال است. وی اشعار، نقدو داستان‌های كوتاه خود را در كنار ديگر آثار هنری نويسندگان و شاعران در اين وبلاگ و نشريه به چاپ می رساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/30ساعت 23:38  توسط عليرضا ذيحق  | 

مراسم تپه ننه در روستاي پيركندي خوي / عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

 

مراسم تپه ننه در روستاي پيركندي خوي

" پيركندي " نام روستايي است در استان آذربايجان غربي كه در فاصله ي 30 كيلومتري شهرستان خوي ، با 1547 نفر جمعيت. مساحت كل اين روستا  را" 6268" هكتارزمين زراعي و مسكوني تشكيل مي دهد .

روستاي پيركندي آداب و رسوم خاصي دارد كه يكي از معروف ترين ِ اين مراسم ها ، برپايي مراسم " تپه ننه " است . طبق روايات شفاهي كه سينه به سينه رسيده ، نقل مي شود كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/22ساعت 23:51  توسط عليرضا ذيحق  | 

مطالب قدیمی‌تر