شهريار گلوانيخالق ادبیاتینین وورغونو
( علیرضا ذیحق ین عؤمور بؤیی یارادیجیلیغی حاققیندا قیسا بیر یازی)
علیرضا ذیحق اورتابوي،
یاشیندان جاوان ، گئنج چاغلاریندا چاتماقاشلی ایندی ایسه سئیره ک باشلی، کيشي دی . اؤخویوب بیلدیگیمه گؤره 1338 نجی گونش
ایلینده دونیایا گلیب. اوشاقلیق عالمیندن هئچ نه بیلمیریک، چونکی اؤنون شانینده یازیلان
مطلبلر، مصاحیبه لر و ساییر آغیرلامالاردا بو کؤنودا بؤشلوق وار. نئینه مه لی! بلکی بیرگون علیرضا
اؤزو بو بوشلوقی دؤلدورار ... یادا اؤ دؤورون ایزلرینی یازدیغی حکایه لرینده آختارمالییق؟!
بو یازیدا آمما علیرضانین
فیزیکی گؤرونمه سیندن یوخ، اؤنون یازیلاری و اونلاردا اؤلان ادبی آخیما گؤره دانیشاجاغام.
سؤز یوخ کی بیلدیغیم و باجاردیغیمجا!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
92/03/28ساعت 19:18  توسط عليرضا ذيحق
|
گفتگو ي ليلا حكمت نيا با عليرضا ذيحق

#: لطفا بيوگرافي مختصري از خود براي خوانندگان ما بفرماييد.
@: متولد 1338 هشتم در خوي و اما تهران وتبريز ، شهرهايي هستند كه نوجواني ها وجواني هايم را بيشتر در آنجا ها بودم .تحصيلات تكميلي ام در زمينه هاي علوم تربيتي و روانشناسي است از دانشگاه تربيت معلم تهران . اولين قصه ام كه چاپ شد ، 14 سالم بود . درمجله " دختران و پسران ". نام داستان " معجزه سكه ها " بود وبه شكلي مرتبط بود با ماجراهاي سفري كه به شيراز و بندر بوشهر داشتم . شعرهاي نوجواني ام نيز بعضا در مجله فردوسي انعكاس مي يافت . دوسال واندي هم در اوايل انقلاب اسلامي ، سردبير ماهنامه ادبي" ده ده قورقود " بودم در تبريز . چندي هم در صفحات " ادب و هنر " روزنامه كيهان بودم از سال 64 . مدتي نيز سردبير هفته نامه" اورين خوي" ، بعد از سال 80. حرفه اصليم معلمي بود و الان باز نشسته ام . از كتابهاي منتشر شده داستاني ام " زخم شيشه " و " عروس نخجوان " را بيشتر دوست دارم ورمان هاي " اعلان عشق در باكو " ، " شبهاي استانبول " و " زني به نام آتش" را آماده چاپ دارم .مجموعه شعر " عطش " و چند تاي ديگر هم هست .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
92/03/23ساعت 23:54  توسط عليرضا ذيحق
|
آدم كوچولو
عليرضا ذيحق
آدم كوچولوي يك خانه ي نقلي هستم كه پدر بزرگ ، همه چيز را
از چشمان آدم مي خواند . من نيز با اين كه تو عمرسه چهار روزه ام جز چند
نفر را با چشمان خود نديده ام ، فكر او را مي خوانم . او مي گويد من اندازه
ي كفتري ام كه رو شانه ي آدم مي نشيند و اما اين قدي نمي مانم . حدس اش
اين است كه من قدم از او بلند تر خواهد بود. اما از لحظه اي كه من زاده شده
ام او سخت غمگين است . اوّل اش دل ام گرفت كه چرا ازديدن ام خوشحال نيست .
اما تا ته فكرش را خواندم ديدم خيلي هم خوشحال است و اما از اين دنيا دل
خوشي ندارد . به مادرم مي گفت آخر عاقبت ِ اين مردم مرا مي ترساند . تا پا
مي گيرند ، اوّل چيزي كه فراموش مي كنند مهرباني است . رحم سرشان نمي شود و
اما خوبيش اين است همه هم اين ريختي نيستند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
92/03/23ساعت 23:18  توسط عليرضا ذيحق
|
رمز و اسطوره در فرهنگ شفاهي آذربايجان
اسطوره كه بازتاب تفكر انسان دربارهي
هستي و جهان است با بنمايههاي افسانهاي و با بادبانهاي برافراشتهي خيال،
سفري به مافوق الطبيعه را با گريز از واقعيت پي ميگيرد كه در آن تصويري از اخلاق
و دين را با زندگي و ماهيت آن پيوند ميزند. اسطوره با ريشه در زبان، سيال گونه
عصرها را درمينوردد و با همهي سحرانگيزياش، تاريخ را متبلور ساخته و سرمشقي
راستين براي رفتار انسان ميشود. رفتاري كه در جوامع نوين نمودي پررمز و راز دارد
و فهم مضامين اسطورهاي آن به دشواري امكانپذير است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
92/03/22ساعت 1:0  توسط عليرضا ذيحق
|
معني پست مدرنيسم
هر جا كه
مدرنيسم به ابتذال و پيش پا افتادگي محكوم ميشود، پست مدرنيسم سربرآورده و نه
به مثابه يك جانشين بلكه تأويل نگرش مدرني
ميشود كه ضمن توسعة مدرنيسم به تعيين حد و مرزهاي آن نيز ميانجامد. در بحث از
پست مدرنيسم در لبهي تيغي حركت ميكنيم كه اندكي لغزش ما را به مدرنيسم سوق ميدهد
و حايلي ظريف با تفكر مدرن ميسازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
92/03/16ساعت 12:41  توسط عليرضا ذيحق
|
عليرضا ذيحق
خوي ناغيل لاري :
سوت گؤلی
آللاه
هامینی یامان گؤزدن قوروسون وهئش كیمین دیرناغینا داش دَیمه سین . گونلرین
بیرین ده " اَسو ، قسو " آدین دا ایكی قارداش واریدی . بونلاری اكیب دوغان
یوخودی وهامی دئیه ردی كی اونلار حامیله بیرآغاج دان دوغولوبلار. بیر آغاش
كی اونناری دوغمامیش ، ایشیغی هریئره دوشوردی .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
92/03/14ساعت 0:12  توسط عليرضا ذيحق
|
عليرضا ذيحق به روايت سايت " جايزه ادبي ايران"
* عليرضا ذيحق ( متولد
1338 ه.ش - خوي)از نويسندگان معاصري است كه مجموعه آثار وي در زمينه هاي ادبيات داستانی
از ويژگیهاي خاصي برخوردار است . زبان و بياني غير متعارف كه خلاقيت او رادرگستره
ي تخيل و جنس روايت ،متمايزترمي كند .وي در كارنامه ي فرهنگي اش، سردبيري نشريات زير
را نيز برعهده داشته است : 1- ماهنامه " دَده قورقود " در سالهاي ( 1359-
1362 - محل انتشار : تبريز)2- هفته نامه " اورين خوي "( محل انتشار: شهرستان
خوي ).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
92/03/13ساعت 0:16  توسط عليرضا ذيحق
|

عليرضا ذيحق به روايت سايت " بنياد ادبيات داستاني ايرانيان "
ذيحق داستان نويس و شاعر آذري زبان سردبير نشریه ي اینترنتی
فرهنگ و ادب به زبان هاي فارسی و ترکی آذري به نام مارال است. وي اشعار،
نقدو داستانهای كوتاه خود را در كنار ديگر آثار هنري نويسندگان و شاعران
در اين نشريه به چاپ مي رساند. از جمله آثار اوست: "تصميم كبری در ساعت
عشق"، " شوھر اجباری"، "درگير عشق"، رمان "فرش قرمز"، "دروازه هاي آرزو"،
"سَدَت و صیاد"، رمان "عروس نخجوان"، "انگشت نما"، "حنجره ی لال"، "خود
زنی"، "رازگونه" و "یک آسمان کودکی".
ذيحق در نگارش داستانهاي كوتاه و رمانهايش سبك خاصي دارد كه
محصول حس شاعرانهی او به هستی و همچنين بازي مخصوص او با زبانِ نوشتاری
است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
92/03/12ساعت 8:51  توسط عليرضا ذيحق
|