مارال

وبلاگِ ويژه ي فرهنگ و ادب، بكوشش: عليرضا ذيحق---------- ثبت شده در سامانه وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي

قصه هاي قرآن به زبان تركي / حضرت " ايوب " ون داستاني / عليرضا ذيحق

http://s2.picofile.com/file/7171928274/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%86%D8%A7%D8%BA%DB%8C%D9%84_%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B0%DB%8C%D8%AD%D9%82.jpg عليرضا ذيحق

حضرت " ايوب " ون داستاني

" ايوب " ون بير جه آللاها اينامي او قَدَر گوجلو ايدي كي او زامانا جان كيمسه اونجا تانري يا شوكر ائتمه ميشدي . بو اوزدن ايسه بوتون ملك لر عرش دن اونا واله و مفتون حالدا باخاراق " ايوب " ون شاً ني وشوكتي گونو گون دن تانري حوضوروندا آرتيردي . بو ايش " ايبليس" ين جانيني سيخاراق پاخيل ليق و حَسَد دن آز قالا پاتليردي . ايبليس " ايوب " ون جلاليني سينديرماق ايسته ر كن اونو چئشيدلي  مصيبت لره و بلا لره دوچار ائتمك فيكرينه دوشدي و اؤز شيطاني دوشونجه لري له ايّوبا مسلّط اولماقا چاليشدي .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/09/04ساعت 18:32  توسط عليرضا ذيحق  | 

دانلود كتاب " شاهزاده بهرام " / داستان عاميانه آذربايجاني به زبان تركي / عليرضا ذيحق

 

 دانلود كتاب " شاهزاده بهرام " 

 داستان عاميانه آذربايجان به زبان تركي  

عليرضا ذيحق  

+ نوشته شده در  93/09/03ساعت 10:0  توسط عليرضا ذيحق  | 

شاه اسماعيل / داستان عاميانه آذربايجان / عليرضا ذيحق

+ نوشته شده در  93/08/21ساعت 23:19  توسط عليرضا ذيحق  | 

مكتوبات / معجزه ي خاك ( درباره ي " معجز شبستري" ) / از يادداشتهاي عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

معجزه ي خاك

" معجز " ، نام شاعري است از" شبستر" كه وقتي او در آنجا مي زيست قصبه اي كوچك و دور از راه هاي اصلي بوده است . او پنج سال پيش از شروع جنگ جهاني دوم دركما ل فقر ودر ميان نامهرباني هاي مردم ديارش در گذشته بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/08/14ساعت 14:5  توسط عليرضا ذيحق  | 

نوحه‌گري و حُزنِ درون در ايام محرم‌الحرام / عليرضا ذيحق

عليرضا ذيحق
 

نوحه‌گري و حُزنِ درون در ايام محرم‌الحرام

در خيالهاي كودكانه كه گم مي‌شوم و سينه زنان و زنجير زنان دل شيفته را به ياد مي‌آورم، حماسه‌اي در ذهنم جان مي‌گيرد كه روزگارانيست مرا از آن گريزي نيست. موج اشكان سرريزام را وقتي كه به واقعه‌ي كربلاي انديشم، دمي مجال ايستادن نمي‌بينم و با نيلي رخ اطفال مه‌وش آل‌ طاها هواي دلم را ابري مي‌يابم. نمي‌دانم چه رازيست كه در شام غريبان، خود را غريب مي‌يابم و دلم صد پاره مي‌گردد با ياد حسيني كه شهامت و  نجابت را با شهادت‌اش جاودانه مي‌سازد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/08/09ساعت 10:31  توسط عليرضا ذيحق  | 

عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در " عطش "

 
عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در " عطش "
 

عليرضا ذيحق و انتشار برگزيده ي شعرهايش در

عليرضا ذيحق مجموعه شعر عطش را به چاپ سپرد . نشرشعر سپيد كه سروده هاي عليرضا ذيحق را به چاپ رسانده است پيش از اين داستان بلند " زني به نام آتش " و مجموعه داستانهاي فولكلوريك آذربايجان با نام " خوي ناغيل لاري " از عليرضا ذيحق را نيز منتشر كرده است . از مجموعه آثاروي كه مجوزچاپ گرفته ودر نوبت انتشار هستند مي توان به كتاب هاي " حماسه و محبت در ادبيات شفاهي آذربايجان " و رمان " شبهاي استانبول " اشاره كرد .

ذيحق داستان نويس و شاعر آذری زبان، سردبير وبلاگ و نشريه اینترنتی فرهنگ و ادب به زبان های فارسی و ترکی آذری به نام مارال است. وی اشعار، نقدو داستان‌های كوتاه خود را در كنار ديگر آثار هنری نويسندگان و شاعران در اين وبلاگ و نشريه به چاپ می رساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/30ساعت 23:38  توسط عليرضا ذيحق  | 

مراسم تپه ننه در روستاي پيركندي خوي / عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

 

مراسم تپه ننه در روستاي پيركندي خوي

" پيركندي " نام روستايي است در استان آذربايجان غربي كه در فاصله ي 30 كيلومتري شهرستان خوي ، با 1547 نفر جمعيت. مساحت كل اين روستا  را" 6268" هكتارزمين زراعي و مسكوني تشكيل مي دهد .

روستاي پيركندي آداب و رسوم خاصي دارد كه يكي از معروف ترين ِ اين مراسم ها ، برپايي مراسم " تپه ننه " است . طبق روايات شفاهي كه سينه به سينه رسيده ، نقل مي شود كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/22ساعت 23:51  توسط عليرضا ذيحق  | 

مكتوبات / نقد و بررسي/ از يادداشتهاي عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

نقد وبررسي

دوستي مي گفت وقتي فضاي نقد و بررسي وجود ندارد و پيشينه و هنر يك هنرمند يا تلاشهاي  يك فعال اجتماعي و سياسي مورد بحث و بررسي قرار نمي گيرد مي بيني كه بعضا خود ِ آن افراد  دست به كار مي شوند براي معرفي خود و كارهايي كه كرده اند و نتيجه هم به نظر خودستايي و مضحك جلوه مي كند . اما با همه ي اينها چاره اي نيست و نبايد بر آن افراد خرده گرفت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/07/13ساعت 11:29  توسط عليرضا ذيحق  | 

مكتوبات / منطق/ از يادداشتهاي عليرضا ذيحق

http://s1.picofile.com/file/7942778816/Copy_of_a_z.jpgعليرضا ذيحق

منطق

دوستي تعريف مي كرد كه يكي از ياران اش كه خردك ذوقي هم داشت بعضا در محافل دوستانه ، شعر مي خواند واما هرگز نمي گفت اين شعر از خودش است يا شاعري ديگر . در اين زمينه سكوت مطلقي داشت تا كه يك روز شعري خواند و از كساني كه دور بساط جمع بودند يك نفر به نام شاعر اين شعر اشاره كرد واما  رفيق ما چهره اش  تو هم شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/06/30ساعت 15:16  توسط عليرضا ذيحق  | 

خداحافظ شهر من / شعري از عليرضا ذيحق

http://s5.picofile.com/file/8125661934/ziheg.jpgعليرضا ذيحق

خداحافظ شهر من

بدرود شهر من

بدرود همشهريانم

كوه ها و رودها را وامي گذارم

راهها و كوچه ها را به شما مي بخشم

ميانبر مرگ مرا كافيست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  93/06/16ساعت 18:30  توسط عليرضا ذيحق  | 

مطالب قدیمی‌تر